نازنینی...

نازنینی دلبری چشم مرا تر کرد و رفت

 

چند روزی با دل شیدای من سر کرد و رفت

 

گفت بر عشقم وفادار است

 

اما ای دریغ چشم خود را جانب دلدار دیگر کرد و رفت

 

عاشقی گویا گناهی بود کاین نامهربان

 

جرم ما را دید و بی رحمانه کیفر کرد و رفت

 

گفتمش خوشبخت باشی نازنین روز وداع

 

طعنه تلخ مرا دیوانه باور کرد و رفت

 

حتم آخر روزگار او را تلافی می کند

 

چون گل عشق مرا مستانه پرپر کرد و رفت

 

 

سهم من از عشق...

سهم من از عشق تو یک  لحظه شیرین بود

یک حادثه کوتاه، یک مصرع غمگین بود

 

سهم من از عشق تو تفسیر سخن ها بود

یک واژه بی مفهوم ، تعبیر لغت ها بود

 

سهم من از عشق تو در گوشه ای از دنیاست

در عمق نگاه تو در مصدری از رویاست

 

یک قلب و هزاران آه، یک شب و غروب ماه

یک ثانیه لغزیدن ، یک بوسه، نزول آه

 

غرق است زمین از عشق وقتی که دلت اینجاست

صد ننگ به این دنیا وقتی که غمت با ماست

 

در رود پر از اندوه یک ماهی تنهایم

از مهر تو اینگونه من ماهی دریایم

منبع :asaljoon71.blogfa.com

سلام بهاری

یه سلام بهاری به همه دوستای خودم ...... تعطیلات خوش میگذره ؟؟.... این چند وقته این قدر مهمون داشتیم و مهمون بودیم که وقت نمیشد بیام آپ بزارم ....بهرحال الان اومدم .. امیدوارم که خستگی تون در رفته باشه چون با عرض معذرت (از دپسرده کردنتون) دو سه روز دیگه باید پاشیم بریم سر درس و ..... وااای ... من نمیخام تموم شه .....تازه داشتیم به خوابیدن تا ساعت 10 عادت میکردیم ها..... ولی چه کنیم دیگه ...... دیگه اینکه ...مرسی از همتون که میاین اینجا و واسم نظر میزارین بازم بیاین ..... دوستون دارم ....

مهتاب...

         

گفتم تو شیرین منی.... گفتی تو فرهادی مگر؟

گفتم خرابت میشوم.... گفتی تو آ با دی مگر؟

گفتم ندادی دل به من... گفتی تو جان دادی مگر؟

گفتم ز کویت می روم.. گفتی تو آ زادی مگر ؟

گفتم فراموشم مکن..... گفتی تو در یادی مگر ؟

گفتم خاموشم سالها..... گفتی تو فریادی مگر ؟

گفتم که بر بادم مده.... گفتی تو بر بادی مگر ؟


انسانیت!

دلم گرفته !

دلم گرفته، ای دوست! هوای گریه با من است

ستاره ها نهفته ام در آسمان ابری

دلم گرفته، ای دوست! هوای گریه با من است....


کاش...تابستون زودتر بیاد

سلام!

خوبید؟

من ... خوبم ولی این چند روز اصلا حس و حال نداشتم .. واسه هیچ کاری ... مخصوصا در خوندن.

ولی امروز مجبوری خوندم که این آخر سالی گند نزنم به معدلم ...

این دبیرام که فکر کردن دو هفته تعطیلیم .. یعنی دیگه کار و زندگی نداریم ... باید بشینیم دستورات اونا رو انجام بدیم نفری 300 تا سوال دادن ...

صدای پشتیبانم هم دراومده ....

دیگه ... دوباره عید داره میاد و طبق معمول من از دید و بازدید عید متنفرم ...

دوست دارم زودتر تابستون بیاد راحت شیم ... از دست این مدرسه

 

یکشنبه...

سلام

یه چیزی بگم دعوام نمیکنین ؟؟؟

خب میگم پس ..اما قبلش ...

خاطره که هیچی تحت محافظت های شدید امنیتیه ... ولی رها و نفس خانوم  ...

نرین فردا جو بدین تو مدرسه ها....

روز یکشنبه .. رفتم مدرسه مثل هر روز هیچ مشکلی هم وجود نداشت ...

فقط در طول روز هی صدای گوشی از تو کلاس میومد ...همه فکر میکردن گوشی معلماست دیگه...

زنگ آخر که کاپشنمو پوشیدم و دستمو کردم تو جیبم ...یخ زدم بگو پی توش بود؟؟؟

گوشیم ... واقعا خاطره راست میگفت خیلی خوش شانسم آخه روز قبلش واسه گوشی بازرسی کردن همه

رو ...اصلا رو سایلنت هم نبوده ولی خداروشکر کسی بهش زنگ نزده بود...  وگرنه بیچاره میشدم مگه کسی فبول میکرد نمیدونستم ...به خیر گذشت ...


فعلا بای...

انتظار...........


به دنبال تو می گردم...
تو ای تنها ترین سردار فتح قلب ویرانم...
تو ای شهزاده ی خوشبخت کاخ حسرت جانم...
تو ای زیباترین پروانه ی بی تاب شمع قلب سوزانم...
به دنبال تو می گردم
که شاید چشم هایم را به چشمانت بدوزم ...
تا نگاه خواهش دل را عیان سازم
که شاید دست هایم را به دامانت بیاویزم...
و عشق خویش را با یک صدای لرزش ماتم بیان سازم...
به دنبال تو می گردم
که قدری از حصار این جهان بیرون رویم...
و ساغری از باده ی آتش به کام یکدگر ریزیم...
که قدری از فراز عشق بالاتر رویم...
و درد را غم زار دل سازیم...
که قدری محو در چشمان هم باشیم...

.

ولنتاین

سلام!

سلام دوستان ! چطورین ؟

من که الان اصلا خوب نیستم نمیدونم چرا ...شاید چون فردا میخام برم مدرسه(مسخرم نکنیا...)

شایدم ... نمیدونم ...

حالا ولش کن..

این یه هفته رو کلا خوندم واسه آزمون ، ترازم 300 تا رفته بود بالا ولی هنوز به اون چیزی که میخوام نرسیده


میرسه ... حالایواش یواش ...

دیگه هیچی ... فعلا بای..


این چند روز ....

سلام

این چند وقت اصلا نتونستم بیام پست بزارم فقط یکی گذاشتم البته دلیل هم داشت اونم این بود که این دو سه روزه رفته بودیم خونه داداشم و اونجا دسترسی به نت نداشتم ..

فردا هم مدرسه ما قراره نامه اعمال بدن (کارنامه های شایانمون)....

البته دیگه واسم مهم نیست نه نمره هام و نه معدلم بر خلاف هرسال چون دیدم فایده ای نداره این جوری پیش برم به کنکور نمرسه کارم ...

چقدر حرص بخورم از دست این دبیرا ، این جوری بهتره دیگه قلبم تیرنمیکشه که دکترا بگن علائم اضطرابیه ...

راستی یه چیز دیگه برد پرسپلیس رو تبریک میگم به طرفداراش (و خودم ) واسه اولین بار ما یه برد دیدیم ازش

حالا دلمون نشکنه ...

ولی در کل رئال مادرید خیییلی بهتره ....

.......


خدايا با من حرف بزن


کودک نجوا کرد :خدايا با من حرف بزن
مرغ دريايي آواز خواند کودک نشنيد
سپس کودک فرياد زد : خدايا با من حرف بزن
رعد در آسمان پيچيد اما کودک گوش نداد
کودک نگاهي به اطرافش کرد
و گفت :خدايا بگذار ببينمت
ستاره اي درخشيد اما کودک توجه نکرد
کودک فرياد زد :خدايا به من معجزه اي نشان بده
ويک زندگي متولد شد اما کودک نفهميد
کودک با نا اميدي گريست
خدايا با من در ارتباط باش
بگذار بدانم اينجايي
بنابراين خدا پايين آمد و کودک را لمس کرد
ولي کودک پروانه را کنار زد و رفت...

پایان امتحانات ...

سلام به همه ی دوستان کچل (بیا کمال خاطره خانووم در من اثر کرد)

امتحانامون بالاخره تموم شد .... پدرمون دراومد ولی تموم شد......

این هفته یکی یکی گل هایی که کاشتیم رو میشن (هفته ی ضدحال)

البته یکی دوتاشون رو شدن فعلا بقیه هم....

یه چندتا از دبیران هم تهدید کردن که درصورت بیست نگرفتن 

میکشنمون 

دبیر ریاضی مون که موقع دادن برگه میگفت به خدا بیست نشی کشتمت ... ینی تیکه تیکت میکنم خانم.... 

حالا خدارحم کنه پس .... 

الهی مرغ و خروسا بال بال بزنن برا اونا که هنوز دارن امتحان میدن ...

امیدوارم هممون موفق باشیم همیشه... 


کجایی ... کجایی




چشماتوباز کن یه لحظه مال من باش

یه لحظه بیا توی حس و حال من باش....


در گذرگاه زمان


در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
روزها با همه تلخی و شیرینی خود می گذرند
عشقها می میرند
رنگها رنگ دگر می گیرند
وفقط خاطره ها
چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده بجا می مانند

غصه نخور مسافر


غصه نخور مسافر

از دیدن نور ماه یه عمربی نصیبیم /فرقی نداره بی تو بهارمون با پاییز 

نمیبینی که شعرام همشون غم انگیزه ،/غصه نخور مسافر اونجا که هوا بد نیست

اینجا ولی آسمون اشک ریختنم بلد نیست /غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت،

فدای برق نازت ،اون چشای قشنگت،/غصه نخور مسافر تلخ هوای دوری ..

من که اینو میدونم که تو چقدر صبوری/غصه نخور بازم میای به زودی 

ما رو بگو چه کردیم از وقتی تو نبودی /غصه نخور مسافر،غصه نخور مسافر

غصه اثر نداره از دل تو میدونم هیچکی خبر نداره/غصه نخور مسافر همیشه اینجوری نیست

همیشه که عزیزم راهت به این دوری نیست /غصه نخور مسافر ،تولد دوباره

غصه نخور مسافر ،غصه نخور ستاره /غصه نخور ،مگه تو کنار دریا نیستی ..

من چشم براتم میمونم ببین تو تنها نیستی../غصه نخور مسافر تو خود آسمونی ...

در آرزوی روزی که بیای و بمونی 

در آرزوی روزی که بیای و بمونی 

غصه نخور مسافر 

غصه نخور مسافر......

بغض

بغض هایم را نگه میدارم...!

بعضی وقت ها سبک نشوم ... سنگین ترم ...





کودکانه...

امتحان فیزیک ...

سلام 

خوبید؟؟

شنبه 17دی امتحان فیزیک داشتیم چه امتحانی (اگه من بودم اسمشو امتحان  نمیزاشتم )

من رفتم توی کلاسی که شماره کارتم روش بود ولی هرچی گشتم شمارمو ندیدم ...

و نشستم روی یه صندلی آخر کلاس معمولا معلم ها مون خیلی تیز هستند و ما اصولا سعی میکنیم خیلی به امید بغل دستی نریم واسه امتحان ..

ولی اون روز مرافقبمون مادر یکی از بچه ها بود که تا دخترشو دید فرار کرد.(نه از ترس)

و یکی از معاونان محترم باحال اومد جاش من وقتی داشتم سولارو جواب میدم دیدم سروصدا زیاده و یه سایه هایی از بالای سرم رد میشن و ....

خلاصه وقتی نوشتم سرم رو آوردم بالا دیدم به به مراقبمون نشسته داره مینویسه... بعضی وقتا هم یه نگاه غضبناکی به ما میکنه ولی خب از قیافش معلوم بود متوجه نشده همین که میخواست بنویسه کاغذ بود که از آسمون رد و بدل میشد نصف بچه ها ورقشون مثه هم بود از بالای ورق تا آخرشو 20 نفری چک کردیم بعد همه بلند شدن دادن برگه هاشون رو 

کاش همه ی امتحان ها مثه این باشن .... همتون موفق باشید . 

البته شما یاد نگیرید تقلب کار خوبی نیست جیزه ...


























امروز را...


امروز، امروز استامروز صبح اگر از خواب بیدار شدی و دیدی ستاره‌ها در آسمان نمی تابندناراحت نشوحتما دارن با تو قایم باشک بازی میکننپس با آنها بازی کنامروز هرچقدر بخندی و هرچقدر عاشق باشی از محبت دنیا کم نمیشهپس بخند و عاشق باشامروز هرچقدر دلها را شاد کنی کسی به تو خورده نمیگیردپس شادی بخش باشامروز هرچقدر نفس بکشی جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمی شهپس از اعماق وجودت نفس بکشامروز هرچقدر آرزو کنی چشمه آرزوهات خشک نمی شهپس آرزو کنامروز هرچقدر خدا را صدا کنی خدا خسته نمی شهپس صدایش کناو منتظر توستاو منتظر آرزوهایتخنده هایتگریه هایتستاره شمردن‌هایت و عاشق بودن‌هایت استامروزت را دریابامروز جاودانه استوامروز زیباترین روز دنیاست!چون امروز روزی است که آینده ات را آنطور خواهی ساخت که تا امروز فقط تصورش میکردی...آری، زندگی را آنگونه که دوست داری تصور کن تا آنگونه شود!




بازی شروع شد...

بازي شروع شد... دويدم... دسـت و پـا زدم... غرق شدم... دل شکستم... عـاشق شدم... بيرحم شدم... مهربان شدم... بـچـه بـودم.... بـزرگ شدم... پـيـر شـدم...بـازي تـمـام شـد... زنـدگـي را بـاخـتـم...هـیـچـکـس بـا مـن در ایـن دنـیـا نـبـود... هـیـچـکـس مـانـنـد مـن تـنـهـا نـبـود... هـیـچـکـس دردی ز دردم بـر نـداشـت... بــلــکــه دردی نـیـز بــر دردم گـذاشـت... هـیچکس فـکـر مـرا بـاور نـکـرد... خـطـی از شـعـر مـرا از بـر نـکـرد 



نیا باران....

نیا باران زمین جای قشنگی نیست/من از جنس زمینم خوب میدانم که گل در عقد زنبور است/  

اما یک طرف سودای بلبل/یک طرف بال و پرو پروانه را هم دوست می دارم/

نیا باران پشیمان میشوی از آمدن/

زمین جای قشنگی نیست/در ناودان ها گیر خواهی کرد/

من از جنس زمینم خوب میدانم و دیدم/عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه میدادند/

در این جا قدر مردم را به جو اندازه میگیرند/

در اینجا فال حافظ را به فال کولیان در به در اندازه میگیرند/نیا باران زمین جای قشنگی نیست....


دلنوشته3

دوباره سلام ...

این هفته 3تا امتحان به درد نخور دادیم ... حالا بپرس شنبه امتحان چی داریم؟؟؟

ضدحال ترین امتحان ممکن(ریاضی خودمون)

...

واقعا چرا باید درسایی که نه در کنکور میان و نه هیچ اهمیت خاص دیگه ای دارن رو بخونیم ؟؟؟(منظورم ریاضی نیستا..)

خلاصه اینکه به قول بعضی از دوستان کچلمون میکنن تا آخر امتحانا...

تاینجا رو که خوب دادم خدا به بقیش رحم کنه...

امیدوارم همتون موفق باشید ...


احساس...

به چه میخندی تو؟

به چه می خندی تو؟ به مفهوم غم انگیز جدایی؟

به چه چیز؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش؟

به چه میخندی تو ؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟

یا به افسونگری چشمانت ؟که مرا سوخت و خاکستر کرد...

به چه میخندی تو؟به دل ساده ی من ؟

خنده دار است بخند....