ولنتاین همگی مبارک ...

شعری از طنین    تقدیم به همه اوناایی که این روزا تنهان ...

شب سرد زمستانی و من تنها...

قلب زرد و مرده از درد زمین به امید که میکوبد بر خشت این چنین ؟؟...

به امیدی که باشد از برایش یاوری...

مونس و همدرد و هم زیبا دلی .....

تا بهم ریزد بساط خستگی ، آشفتگی ....

تا با هر نگاهش غرق رویایی شود...در نفس هایش طنین زندگی جاری شود 

بگیرد ، از صدایم لرزش بغض و سکوت هر شبم ....

بشکند دیوار غم های دلم ....

مرهمی باشد برای بی پناهی های من ...


به کجا چنین شتابان ...

 عجله دارم میخام برم ...ولی خب از اونجا که جمیع دوستان با هم تصمیم گرفتن اپ کنن منم بدم نیومد بعد مدتها سکوت ! البته از نوع اجباریش ، ی پست راجب اتفاقات اخیر بزارم ...

-امتحانات:  میشه گفت واسه امتحانای تشریحیم امسال زحمت نکشیدم   با برنامه مدرسه اصلا پیش نرفتم اعتمادم به برنامه خودم بیشتره ..ولی با این وجود امتحانا رو خوب دادم ...البته نه مثه پارسال نهایی ، نفر اول ...ولی خب راضیم اکثر نمره هام حدود 18 -17 بیشتر سعی کردم تستای عقب افتاده رو بزنم ..اگه میدونستم بیام پیش اینجوری وقت کم میارم از سال سوم دیگه حداقل شروع میکردم ..ترازامم که هنوز با اون چیزی که میخام ی 500 تایی فاصله هست ولی در کل راضیم ...خداروشکر...

استراحت : تو این دی ماه که همه عین تراکتور درس میخوندن من در حال استراحت بودم ...حسابی خستگی این ترمم دررفت ...ولی بازم شروع شد عیب نداره 2 ماهه همش...

از دل خجسته ی خودمو دوستام عرض کنم که کلا متنظر دو دقیقه بیکارییم تا وسط کلاسو منفجر کنیم ...رسما با کلاب کوکو اشتباه گرفتیم ...خوبه... تو دانشگاه که نمیشه از این دیوونه بازیا کرد ..

راستی من تقریبا میشه گفت مهندسی صنایع رو انتخاب کردم خاهشا اگه کسی این رشته رو خونده یخرده راهنمااییم کنه ..مرررسی


منتظر تغییرات اساسی این بلاگ باشید تابستان اینده با شما خواهم بود...