شعری از طنین    تقدیم به همه اوناایی که این روزا تنهان ...

شب سرد زمستانی و من تنها...

قلب زرد و مرده از درد زمین به امید که میکوبد بر خشت این چنین ؟؟...

به امیدی که باشد از برایش یاوری...

مونس و همدرد و هم زیبا دلی .....

تا بهم ریزد بساط خستگی ، آشفتگی ....

تا با هر نگاهش غرق رویایی شود...در نفس هایش طنین زندگی جاری شود 

بگیرد ، از صدایم لرزش بغض و سکوت هر شبم ....

بشکند دیوار غم های دلم ....

مرهمی باشد برای بی پناهی های من ...