...!
از شانس خوشگلم سوتی نمیدم ، نمیدم ، نمیدم ...وقتی دادم یجوری سوتی میدم که کسی نتونه جمش کنه ....
با اعصاب خورد داشتم اهنگ میگوشیدم ...با هندزفری ...مامان ی سوال پرسید منم شروع کردم عصبانیتمو خالی کردن ... سرمو برگردوندم دیدم کسی که داشتم راجبش میحرفیدم دقیقا وایساده روبه روم ومن اصلا متوجه نبودم که کی اومد....خلاصه اصن روم نمیشد تو چشماش نگا کنم من خیلی دوسش دارم نمیخاستم ازم ناراحت شه ولی خب خداروشکر دیشب فهمیدم که فهمیده چیزایی که گفتم به خاطره حال داغونم بوده ....
البته چند وقت پیش ی سوتی دیگم دادم که اون دیگه خیلی فجیع بود در قالب متن نمیگنجه ...دی!
اولین مدل درس خوندم شب تا سحر ...
کلا ی هفته دوام اوردم ...تغییرش دادم سحر تا 8 صبح خوب بود ولی بعد از 8 میخابیدم تا 1 وحشتناک بوود...
هیچی دیگه بیخیال مدل شدم مثه ادم از فردا میپاشم مثه بچه ادم ساعت 9 صبح به بعد میخونم ...بعد از این همه مدل به همون که داداشم گفته بود رسیدم ...دمش گرم ..
اولین امتحان فیزکو با 86.6% اول نفر شدم ...البته اینکه مهم نیست اون چیزی که مهمه سال دیگه این موقعهاست که متنظر نتیجه ایم ...
-امروز از صبح حالم خوب نبود...مخصوصا که وقتی کتاب میگیرم دستم حالم بدتر میشه ...ای خداااااا
سلام به وب خودتون خوش اومدید خوشحالم میکنین